محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
596
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
پيكار ، قدم جرأت و جسارت پيش نهاده در برابر تيب همايون علم وقاحت افراخت . درين حالت نائرهء حميت خسروانه و شعلهء آتش غيرت پادشاهانه التهاب يافته زبانه بر اوج زبانا رسانيد و به تازيانهء شهامت و مهميز صلابت ، توسن اقبال ، به قصد استيصال آن فرقهء ضلال با كمال استيلا از جاى جهانيد . شعر كميتى بهنگام جستن چو برق * كه ميدانش از غرب بودى بشرق غبار افكن از سم بر اوج زحل * رسنده بدشمن چو پيك اجل برانگيخت از جاى آن ديو زاد * عنان داد سوى مخالف چو باد با تيغى چون غمزهء خوبان فتنهانگيز و مانند مژگان پرى رويان خونريز . نظم يكى تيغ چون برگ سوسن به كف * كه لاله دميدى ازو هر طرف چو بر غنچهء خويش كردى گذر * شكفتى دمش تازه گلهاى تر بهرجا كه آن تيغ در كار بود * زمين و زمان ارغوان زار بود به قصد ستيز و خونريز ، از قراب شتاب برآورده ، با زمرهاى از قورچيان و غلامان كه ملازم ركاب ظفر انتساب بودند بيكبار تيغها كشيده و كلام نصرت التزام « رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ » « 1 » تكرار كرده بر آن گروه مكروه ريختند وصف ايشان را كه چون كوه پاى بر جا بود ، مانند ديوار كهنه كه زلزلهء عظيمه به دو رسد ، از يكديگر گسيختند يا خرمن ريگ روان كه در گذر باد صرصر يا پشتهء خس و خاشاك كه در ممرسيل پر خطر افتد ، اوزبكان را از پيش برداشته بضرب تيغ و سنان خونشان با خاك برآميختند و نواب ولايت انتساب ، در آن روز بنفس نفيس ، بسيارى
--> ( 1 ) - سورهء 29 - آيهء 30 :